حسابداری بهای تمام شده

حسابداری بهای تمام شده

از اهمیت حسابداری بهای تمام شده نمیتوان چشم پوشی کرد!

امروزه، بسیاری از افراد، به کارهای تولیدی و خدماتی مشغولند؛ فرض کنید کارخانه ای تا به امروز، قطعات خودرو تولید می کرده و از حال به بعد، قصد تغییر نوع محصول تولید شده یا افزایش تولید دارد.

مدیریت کارخانه، می بایستی اطلاعات دقیقی از هزینه تولید داشته باشد تا بتواند تصمیم بگیرد که اگر ماشین آلات جدید خریداری شوند مقرون به صرفه است،

یا ماشین آلات تعویض شوند، یا اینکه ماشین آلات اجاره گرفته شوند،

یا بهتر است حقوق پرسنل افزایش داده شود و یا باید مقدار پرسنل را کاهش و یا افزایش داد.

و بسیاری از انواع تصمیمات مدیریت در موارد مشابه فوق الذکر مشروط بر اطلاعات مدیریت از حسابداری بهای تمام شده می باشد.

حسابداری بهای تمام شده(صنعتی)، شاخه ای از علم و فن حسابداری است که وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده دارد؛

همچنین با تجزیه و تحلیل گزارشها و بررسی راههای تولید، روشهای تقلیل بهای تمام شده تولیدات را بیان می کند.

کاربرد حسابداری بهای تمام شده چیست؟

معمولا با شنیدن نام حسابداری صنعتی و بهای تمام شده، کارخانجات و صنایع تولیدی در ذهنمان مصور می شود؛

اما نکته مهم آنجاست که سایر مؤسسات نیز از حسابداری بهای تمام شده بهره می برند.

مؤسساتی همچون:

  • بانکها
  • شرکتهای بیمه
  • عمده فروشی ها
  • شرکتهای حمل و نقل
  • شرکتهای هواپیمایی
  • دانشگاهها
  • بیمارستانها

به عنوان مثال در یک بیمارستان، کنترل هزینه ها و تعیین بهای تمام شده هزینه های بستری شدن و درمان یک بیمار،

با استفاده از حسابداری بهای تمام شده صورت می پذیرد و مواد مصرفی،

دستمزد پزشک و سایر هزینه های مرتبط شناسایی و ثبت کنترل می گردند تا بهای تمام شده مشخص شود.

مفاهیم حسابداری بهای تمام شده:

آشنایی با اصطلاحات هر علمی، دروازه ورود به آن علم و درک بهتر مفاهیم آن است؛

بدین منظور به بررسی پرکاربرد ترین مفاهیم موجود در حسابداری بهای تمام شده، می پردازیم:

منظور از هزینه یابی و دایره هزینه یابی چیست؟

مقصود از هزینه یابی، تعیین بهای تمام شده کالای ساخته شده و موجودی کالای در جریان ساخت است.

دایره هزینه یابی: مسئولیت نگهداری اسناد و مدارک مرتبط با حسابداری عملیات تولیدی و غیرتولیدی را به عهده دارد.

دیگر وظایف: تجزیه و تحلیل کلیه هزینه های تولیدی، توزیع و فروش جهت ارائه و استفاده مدیریت.

 

نکته حائز اهمیت، آنکه فعالیتهای دایره هزینه یابی، در ارتباط با گذشته، حال و آینده واحد اقتصادی می باشد.

کالای ساخته شده در حسابداری بهای تمام شده چیست؟

منظور از کالای ساخته شده، کالایی است که با گذراندن مراحل تولید، به شکل کامل ساخته شده است و در واقع فرآیند تولید را به شکل کامل طی نموده است.

کالای در جریان ساخت در حسابداری بهای تمام شده چیست؟

کالاهایی که در جریان مراحل تولید قرار گرفته اند ولیکن کامل نشده اند و بخشی از فرآیند تولید را طی نموده اند ولی ساخت آنها تمام نشده است را کالای در جریان ساخت گویند.

منظور از تولید در حسابداری بهای تمام شده چیست؟

هرگاه مواد اولیه با عبور از یک فرآیند ساخت، تغییر شکل دهد و به یک کالای ساخته شده تبدیل شود اصطلاحاً می گویند تولید صورت پذیرفته است.

به عنوان مثال اگر یک تکه چوب با گذشت از فرآیند برش و اتصال به میز و صندلی تبدیل شود این عمل تولید محسوب می گردد و یا فرآیند تبدیل چند ماده شیمیایی به رنگ تولید محسوب می شود.

عوامل حسابداری بهای تمام شده

عوامل اصلی حسابداری بهای تمام شده به طور کلیف به سه دسته تقسیم می شوند:

  1. مواد اولیه
  2. دستمزد
  3. سربار (سایر هزینه های تولید)

حسابداری بهای تمام شده

  • مواد اولیه

پایه اصلی مواد اولیه، تولید کالا و محصول می باشد؛

پس به طور مبسوط به شرح آن خواهیم پرداخت؛ همانطور که می دانید، مواد اولیه تولید، خود به دو بخش زیر تقسیم می شود:

  • مواد مستقیم

آن بخش از مواد مصرفی که از کالای ساخته شده جدائی ناپذیر است و مستقیماً در ساخت کالا نقش دارد را مواد مستقیم گویند.

به عنوان مثال آرد در ساخت نان مواد مستقیم تولید نان محسوب می گردد.

  • مواد غیرمستقیم

آن بخش از مواد مصرفی که برای تکمیل کالا ضروری می باشد ولیکن به علت مصرف ناچیز آن،

نتوان آن را به عنوان مواد مستقیم مصرفی تولید طبقه بندی کرد مواد غیرمستقیم محسوب می شود مانند مصرف میخ در ساخت میز و کمد چوبی.

  • دستمزد (کار)

حقوق و حق الزحمه ای که در جریان تولید و ساخت برای تبدیل مواد به کالا به کارگران پرداختمی شود را به عنوان دستمزد تولید شناسایی می کنند.

دستمزد نیز به دو بخش زیر تقسیم خواهد شد:

  • دستمزد مستقیم:

دستمزدی است که بابت کاری پرداخته می شود که مستقیم صرف تبدیل مواد اولیه به کالای ساخته شده انجام می شود.

  • دستمزد غیرمستقیم:

دستمزدی است که بابت کاری پرداخت می شود که مستقیماً در ساخت و ترکیب کالای ساخته شده نقش نداشته است.

مانند حقوق نگهبانان و سرکارگران کارخانه و…

  • سایر هزینه ها (سربار ساخت)

کلیه هزینه هایی که در جریان تولید اتفاق می افتد ولیکن نمی توان آنها را به طور مستقیم و مشخص به اقلامی از تولید یا محصولی خاص اختصاص داد، سربار ساخت است؛

نمونه های مشخص این هزینه ها؛

مواد غیرمستقیم تولید، دستمزد غیرمستقیم، هزینه تعمیرات و هزینه های استهلاک ماشین آلات، هزینه بیمه و سایر مواد مشابه می باشد.

سیستم بهای تمام شده | TarazPouyesh

گزارش حسابداری بهای تمام شده در مؤسسات تولیدی:

در بخش های فوق، مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار را شناختیم،

حال لازم است در ارتباط با کالای در جریان ساخت و کالای فروش رفته نیز اطلاعاتی داشته باشیم تا گزارشاتی را که در حسابداری بهای تمام شده (صنعتی) تهیه می شود را بهتر بشناسیم.

در حسابداری مؤسسات تولیدی، برای آنکه رویدادهای مالی فرآیند تولید را نشان دهند

از حساب کالای در جریان ساخت استفاده می کنند و هزینه های مواد، دستمزد و سربار و کالای در جریان ساخت اول دوره را در بدهکار این حساب منظور می کنند.

این حساب ماهیت بدهکار دارد و در صورتی که کالایی ساخته شد و فرآیند انبار شدن آن آغاز شد عملیات حسابداری انبار کالای ساخته شده را در حساب کالای ساخته شده نشان می دهد؛

یعنی حساب کالای در جریان ساخت بستانکار می شود و حساب کالای ساخته شده،

بدهکار این حساب نیز ماهیت بدهکار دارد و بابت موجودی کالای ساخته شده اول دوره

و کالای ساخته شده طی دوره بدهکار می شود و اگر کالایی فروش رفت بابت قیمتتمام شده کالای فروش رفته بستانکار می شود.

قبل از آنکه گزارش های حسابداری بهای تمام شده مطرح شود بهتر است با دو اصطلاح زیر آشنا شوید.

  • بهای اولیه:

بهای اولیه عبارت است از حاصل جمع هزینه هایی که به طور مستقیم (مواد اولیه مستقیم و دستمزد مستقیم) در ساخت کالا به کار می رود.

دستمزد مستقیم+ مواد اولیه مصرفی مستقیم = بهای اولیه

  • بهای تبدیل:

بهای تبدیل (هزینه های تبدیل)، عبارت است از هزینه هایی که برای تبدیل مواد اولیه به کالای ساخته شده به کار می رود؛

یعنی در واقع حاصل جمع دستمزد مستقیم و سربار ساخت

سربار ساخت + دستمزد مستقیم = بهای تبدیل

مقایسه جایگاه حسابداری مالی و حسابداری بهای تمام شده در مؤسسات تولیدی

حسابداری مالی در مؤسسات، وظایف ذیل را بر عهده دارد:

  • تهیه گزارش وضعیت مالی (صورت سود و زیان)
  • ترازنامه
  • صورت گردش
  • بیان نتایج حاصل شده در طول هر دوره مالی

اما حسابداری بهای تمام شده، در کنار حسابداری مالی،

گزارشات زیر را در اختیار مدیریت قرار می دهد تا براساس آنها، تصمیم گیری، ارزیابی، کنترل و برنامه ریزی کند.

این گزارشات شامل:

  • جزئیات تولید
  • مراکز ایجاد هزینه
  • مقدار مصرف مواد
  • میزان تولید
  • ساعات کار انجام شده
  • هزینه های سایر عوامل

نکته حائزاهمیت آنکه واحد حسابداری مالی و واحد حسابداری بهای تمام شده تحت نظر مدیر مالی مؤسسات می باشند و در واقع واحد حسابداری مالی و واحد حسابداری بهای تمام شده بازوان مدیریت مالی می باشند.

همانطور که اشاره شد، حسابداری بهای تمام شده، گزارشاتی از جزئیات تولید،

مراکز هزینه و عوامل ایجاد کننده هزینه در اختیار مدیریت قرار می دهد و با توجه به اینکه سعی در تعیین بهای تمام شده تولید یک واحد کالا در هریک از مراحل ساخت را دارد به آن حسابداری بهای تمام شده می گویند.

به نظر می رسد اولین گزارشی را که یک حسابدار صنعتی باید تهیه کند جدول بهای تمام شده کالای فروش یافته باشد.

جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته، در واقع همان چرخه یا شکل کلی حسابداری صنعتی می باشد که به صورت گزارش ارائه می شود.

این جدول از 5 بخش تشکیل شده است:

  • بخش مواد مستقیم:

این بخش، اطلاعاتی در ارتباط با مواد مصرف شده ارائه می دهد.

  • بخش دستمزد مستقیم:

این قسمت، اطلاعاتی را در ارتباط هزینه حقوق کارگران خط تولید ارائه می دهد.

  • بخش هزینه های سربار تولید:

بخشی است که اطلاعاتی را در ارتباط با سایر هزینه های تولید ارائه می دهد.

  • بخش کالای در جریان ساخت
  • بخش کالای ساخته شده

ارتباط بین حسابهای مالی و حسابهای صنعتی در حسابداری بهای تمام شده :

در این بخش، قصد داریم ارتباط بین حسابهای مالی و حسابهای صنعتی را عمیق تر بررسی کنیم.

بطور کلی حسابهایی که در واقع نشان دهنده عملیات ساخت و تولیدی می باشند عبارتند از:

  • حساب کنترل مواد
  • حساب کنترل حقوق و دستمزد
  • حساب کنترل سربار کارخانه
  • حساب کالای در جریان ساخت
  • حساب کالای ساخته شده.

حسابهای فوق الذکر، در واقع جریان هزینه ها را از اولین مرحله، یعنی درخواست مواد خام تا زمان تعیین بهای تمام شده کالای فروش نشان می دهند.

نکته قابل توجه، آن است که مانده حسابهای کنترل مواد، کالای در جریان ساخت  و حساب کالای ساخته شده نشان دهنده موجودیها در پایان دوره مالی می باشند.   

  فهرست حسابها در مؤسسات تولیدی و حسابداری صنعتی:

همانطور که می دانید، در مؤسسات تولیدی همچون سایر مؤسسات (خدماتی و بازرگانی)،

به جهت گزارشگری، اطلاعات مالی باید جمع آوری، شناسایی و به منظور ثبت در دفاتر روزنامه،

و انتقال به حسابهای دفتر کل کدگذاری شوند؛

بنابراین لازم است فهرست مناسب حسابها تهیه شود و حسابها به شکلی کدگذاری شوند که جریان و ارتباط هزینه ها و مخارج را به طور مستقیم با افراد مسئول هزینه نشان دهد.

با توجه به مواردی که اشاره شد، به طور معمول فهرست حسابها به دو قسمت کلی زیر تقسیم می گردد:

  • حسابهای ترازنامه ای:

منظور از حساب های ترازنامه ای، در واقع دارائی ها، بدهی ها و سرمایه های موجود است.

  • حسابهای صورت حساب سود و زیان:

این حساب، شامل فروش، بهای تمام شده فروش رفته، سایر درآمدها و هزینه‎ها می باشد.

سیستم اطلاعات حسابداری صنعتی، فهرست حسابها، گردش حسابهای صنعتی و دفاتر کارخانه :

به منظور برنامه ریزی و اعمال کنترلهای لازم، مدیریت نیازمند دریافت اطلاعات، به شکل صحیح و به موقع است؛

بنابراین ایجاد یک سیستم اطلاعاتی مناسب در مؤسسات تولیدی، دارای اهمیت ویژه ای می باشد

و با توجه به اینکه سیستم کارآمد، سیستمی است که در عین کامل بودن ساده نیز می باشد

سیستم اطلاعاتی حسابداری صنعتی باید به شکلی باشد که در ارتباط و با توجه به تسهیم اختیارات سازمانی طراحی شده باشد؛

به نحوی که بتوان مسئولیت وقوع هزینه در هر قسمت را بر حسب مورد به سر کارگران و سرپرست و رئیس واحد یا مدیر مربوطه محول نمود.

در واقع، به طور خلاصه، یک سیستم اطلاعاتی مناسب باید به شکلی طراحی شود که خواسته ها و موارد زیر را میسر سازد.

  • در برنامه ریزی آینده و کنترل فعالیتهای موجود یاری کننده و کمک بخش باشد.
  • وسیله ای برای هزینه یابی موجودیها باشد.
  • بهای تمام شده کالای فروش رفته را تعیین نماید.
  • کارایی افراد، مواد و ماشین آلات را تعیین نماید.
  • اطلاعات مورد استفاده سایر قسمتها را برای تجزیه و تحلیل فراهم و ارایه نماید.

گزارش های حسابداری بهای تولید (صنعتی) حسابداری بهای تمام شده و روش تهیه آنها

در این قسمت می بایستی اشاره کنیم که استفاده کنندگان از گزارشهای حسابداری، دو دسته ی زیر می باشند:

  • استفاده کنندگان درون سازمانی
  • استفاده کنندگان برون سازمانی

نکته قابل بررسی بعدی، هدف از تهیه گزارش های حسابداری است؛

در واقع گزارشهای حسابداری تهیه می شوند تا دو هدف زیر تحقق پیدا کند:

  • امکان بررسی توانایی و نکات ضعف مؤسسات با توجه به تجزیه و تحلیل عملکرد و فعالیتهای مؤسسات و شرکتها
  • برنامه ریزی و کنترل فعالیتها با توجه به اطلاعات کسب شده از گزارشات مالی گذشته

پس با توجه به مطالب بررسی شده، مؤسسات تولیدی، دو گروه گزارش تهیه می کنند.

  • گزارشهای درون سازمانی
  • گزارشهای برون سازمانی

حسابداری بهای تمام شده

  • گزارشات درون سازمانی:

گزارشهای درون سازمانی، بطور کلی مورد استفاده مدیران، جهت برنامه ریزی، کنترل و نظارت و تصمیم گیری تهیه می شوند.

  • گزارشهای برون سازمانی:

گزارشهای برون سازمانی، مورد استفاده کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی خارج از سازمان می باشد.

نمونه بارز این استفاده کنندگان، موارد ذیل می باشد:

  • سرمایه گذاران
  • بورس اوراق بهادار
  • دولت
  • بانکها
  • حسابرسان

انواع گزارشهای درون سازمانی و برون سازمانی کدامند و توسط چه واحدهایی تهیه می شوند،

گزارشهای درون سازمانی، در مؤسسات تولیدی توسط واحد حسابداری بهای تمام شده تهیه می گردد و معمولاً هرماه این گزارشها براساس نیاز مدیران تهیه می شوند تا در اختیار آنها قرار گیرد.

عمده ترین گزارشهای درون سازمانی در مؤسسات تولیدی به صورت زیر می تواند باشد.

  • گزارش مصرف مواد
  • گزارش بهای تمام شده کالای ساخته شده
  • گزارش اوقات تلف شده
  • گزارش کالای در جریان ساخت
  • گزارش ضایعات
  • گزارش خرید مواد
  • گزارش فروش
  • سایر گزارشات مورد استفاده مدیریت

گزارشهای برون سازمانی، در مؤسسات تولیدی توسط دایره حسابداری تهیه می شود.

این گزارشها با توجه به اینکه مورد استفاده اشخاص حقیقی و حقوقی همچون دولت، بانکها، سرمایه گذاران و … که قبلاً توضیح داده شدند،

می باشند، باید براساس استانداردهای حسابداری و اصول پذیرفته شده حسابداری تهیه گردند تا قابلیت مقایسه داشته و قابل اتکاء باشند.

عمده ترین این گزارشها به صورت زیر می باشند:

  • گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته
  • گزارش سود و زیان
  • ترازنامه
  • گردش جریانات نقدی
  • گزارش تقسیم سود

گزارشهای برون سازمانی حسابداری بهای تمام شده در مؤسسات تولیدی 

  • گزارش (جدول) بهای تمام شده کالای فروش رفته:

برای آنکه گزارشهای درون سازمانی و برون سازمانی را بهتر بشناسید ابتدا گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته را که یک گزارش برونی سازمانی می باشد، بررسی می نمایم؛

همانطور که اشاره شد، بهای تمام شده کالای فروش رفته از 5 بخش تشکیل شده است

  • بخش مواد مستقیم
  • دستمزد مستقیم
  • سربار
  • بخش کالای در جریان ساخت
  • بخش کالای ساخته شده

برنامه ریزی مواد (MRP)

  • گزارش خلاصه سود و زیان:

دومین گزارش برون سازمانی در مؤسسات تولیدی، گزارش خلاصه سود و زیان می باشد که خود به طور معمول از 4 بخش تشکیل می گردد؛

 

  • ترازنامه در مؤسسات تولیدی:

ترازنامه، یکی دیگر از گزارشهای برون سازمانی می باشد که تهیه آن با سایر مؤسسات یعنی خدماتی و بازرگانی تفاوتی نخواهد داشت.

تنها تفاوت اساسی آن بخش موجودی کالا می تواند باشد که در ترازنامه مؤسسات تولیدی موجودی کالا متشکل از مواد خام، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده می باشد.

گزارشهای درون سازمانی حسابداری بهای تمام شده در مؤسسات تولیدی:

در قسمت های قبل، با اهداف تهیه گزارشهای درون سازمانی و انواع آن آشنا شدید در ادامه نحوه تهیه برخی از آنها را شرح خواهیم داد.

اشاره شد که جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته از 5 بخش تشکیل شده است باید توجه داشته باشید که هریک از این پنج بخش در واقع یکی از گزارشهای درون سازمانی می باشد.

  • گزارش مصرف مواد:

به طور معمول مؤسسات تولیدی هرماهه گزارشی را از مقدار و یا مبلغ مواد مصرف شده تهیه می کنند که به آن گزارش مصرف مواد گویند.

البته این گزارش می تواند مبلغی یا مقداری باشد؛

یعنی یا مقدار مصرف مواد اولیه و یا مبلغ مصرف مواد اولیه باشد.

باید توجه داشت که بخش اول گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته در واقع یک گزارش مبلغی مصرف مواد می باشد.

  • گزارش بهای تمام شده کالای ساخته شده یا گزارش هزینه تولید :

این گزارش که در واقع یک گزارش درون سازمانی می باشد،

به طور معمول در پایان هر ماه یا دوره مالی تهیه می شود،

و این امکان را می دهد که مقایسه ای بین بهای تمام شده محصول در ماه جاری و ماهذهای گذشته صورت پذیرد

و علت افزایش یا کاهش بهای تمام شده تولید را پیگیری نمود و تصمیمات مناسب جهت حجم تولید اتخاذ نمود.

جذب سربار چیست؟

هزینه یابی در حسابداری بهای تمام شده چیست و چند نوع می باشد؟

همانطور که اشاره شد، هدف حسابداری بهای تمام شده که مورد استفاده مؤسسات تولیدی می باشد، تعیین قیمت تمام شده تولیدات است.

بنابراین برای این منظور از روشهای هزینه یابی استفاده می گردد.

روشهای هزینه یابی در واقع روشها و نظامهایی می باشند که منجر به انجام ثبت های حسابداری و تهیه گزارشاتی می گردند

که مدیریت را در ارتباط با کنترل هزینه های مواد، دستمزد و سربار کمک و یاری می نمایند.

بطور کلی با توجه به نوع فعالیت مؤسسات تولیدی روشهای هزینه یابی که مورد استفاده قرار می گیرند 2 نوع می باشند.

  • هزینه یابی سفارش کار:

برخی از مؤسسات تولیدی سفارش پذیرند؛ یعنی در واقع تولیدات آنها و هزینه هایی که در آنها صورت می پذیرد، با سفارش و یا عقد پیمان ایجاد می شوند.

بنابراین برای هزینه یابی در این مؤسسات از روش هزینه یابی سفارش کار استفاده می گردد.

نمونه بارز این مؤسسات شرکتهای پیمانکاری، کارخانجات کشتی سازی، هواپیما سازی، بیمارستانها ،تعمیرگاههای اتومبیل و سایر موارد مشابه می باشد.

  • هزینه یابی مرحله ای

بعضی از مؤسسات تولیدی دیگر که تولیدات آنها برای آنکه تکمیل شود، مراحل مختلفی را طی می کند و محصولات آنها به صورت انبوه و یکسان تولید می شود.

از روشهای هزینه یابی مرحله ای استفاده می نمایند.

کارخانجات نساجی، مواد شیمیایی، صنایع نفت، کفش، و موارد مشابه نمونه های این نوع مؤسسات می باشند،

مواردی کلی برای تعیین روشهای هزینه یابی مؤسسات تولیدی وجود دارد؛

هرچند این موارد قطعی نمی باشند و ممکن است استثنایی نیز بر آنها حاکم باشد

ولیکن اساساً مؤسساتی که به صورت سفارش عمل می نمایند

و یا آنکه تولیدات آنها با حجم زیاد و از نظر تعداد کم می باشد و گاهی تولیدات آنها قیمت تمام شده بالایی دارند از روش هزینه یابی سفارش کار استفاده می نمایند.

حسابداری بهای تمام شده تولید در هر مرحله از تولید

مؤسساتی که تولیدات آنها باید از مراحل مختلفی عبور کند

و به صورت انبوه، پیوسته، مداوم و یکنواخت و همگن تولید می شوند و بعضاً تولیدات آنها قیمت تمام شده پائینی دارند از روش هزینه یابی مرحله ای استفاده می نمایند در این روش قیمت تمام شده تولید در هر مرحله از تولید تعیین می گردد.

در روش هزینه یابی مرحله ای محصولات تولید شده در هر مرحله به عنوان مواد خام مرحله بعد محسوب می گردد.

باید توجه داشته باشید در این مؤسسات معمولاً تولیدات متنوع و گاهی همراه با تولید محصولات فرعی و جانبی می باشد.

نرم افزار بهای تمام شده

نهایتا باید اشاره کرد در برخی صنایع، تولید به شکلی است که استفاده از هر دو روش هزینه یابی امکان پذیر می باشد؛

به عنوان مثال در کارخانه ساخت قطار،

قطار به صورت سفارش برای مشتریان ساخته می شود

و این در حالی می باشد که قطعات مورد نیاز به صورت انبوه و پیوسته در سایر دوایر تولید کارخانه تولید می شود و از روش هزینه یابی مرحله ای برای تعیین بهای تمام شده آنها استفاده می گردد.

طبقه بندی هزینه ها حسابداری بهای تمام شده چگونه است؟

هزینه ها در حسابداری صنعتی از دیدگاههای متفاوتی طبقه بندی شده اند.

هزینه ها به شکلی کلی به 3 طبقه تقسیم می شوند و هر طبقه بندی خود به گروههایی تقسیم خواهد شد:

  • طبقه بندی طبیعی هزینه ها
  • طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط آنها با تولید محصول
  • طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط با حجم و تعداد تولید
  • منظور از طبقه بندی طبیعی هزینه ها در حسابداری بهای تمام شده چیست؟

در این طبقه بندی ابتدا هزینه ها به دو دسته زیر تفکیک خواهند شد.

  • هزینه های ساخت (تولید) :

هزینه هایی می باشند که در کارخانه ها جهت تولید کالا و محصول مصرف و ایجاد می شوند.

مانند: مواد اولیه مصرفی، هزینه دستمزد و سایر هزینه های تولید

  • هزینه های تجاری

هزینه هایی می باشند که برای ساخت محصول و در قسمت ساخت ایجاد نشده بلکه در سایر بخشها مانند بخش اداری، بخش توزیع و فروش، سایر قسمتها ایجاد می شوند.

به طور معمول به هزینه های تجاری هزینه های عملیاتی نیز گفته می شود.

  • منظور از طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط آنها با تولید محصول چیست؟

در حسابداری صنعتی، هزینه ها براساس ارتباط آنها با تولید به 2 گروه تقسیممی شوند:

  • مستقیم
  • غیرمستقیم
  • هزینه های مستقیم

همچنانکه مشخص می باشد هزینه هایی می باشند که ارتباط مستقیم با تولید دارند و می توان آنها را در کالاهای تولید شده مشخص نمود یا به مرحله ای از ساخت یا سفارش تولید ارتباط داد.

مشخص ترین این هزینه ها مواد اولیه و دستمزد مستقیم تولید می باشد.

موادی که مستقیماً در تولید یک کالا نقش دارند مواد مستقیم تولید می باشند.

به عنوان مثال: چوبی که در ساخت میز و صندلی، چرمی که در ساخت کفش و یا شیری که در ساخت بستنی به کار می رود مواد مستقیم تولید می باشند و یا دستمزد کارگرانی که در خط تولید کار می کنند و در تولید کالا نقش دارند دستمزد مستقیم تولید محسوب می شود.

  • هزینه های غیرمستقیم:

هزینه های غیرمستقیم هزینه هایی می باشند که در تولید محصول نقش اصلی را نداشته

هرچند برای تولید محصول لازم اند و برای ساخت محصول ایجاد می شوند

لیکن ارتباط مستقیمی با محصول ندارند.

این هزینه ها را به سادگی نمی توان به یک مرحله از ساخت و یا یک سفارش معین و مشخص ارتباط داد هرچند که این هزینه ها در طی تولید صورت پذیرفته اند.

مانند: هزینه های سوخت و برق مصرفی سالن و کارگاه تولید، روغن مصرفی جهت ماشین آلات تولیدی و سایر موارد مشابه و یا حقوق و دستمزد غیرمستقیم پرداختی در جهت تولید مانند حقوق سرکارگران و یا نگهبانان که به عنوان هزینه های غیرمستقیم شناسایی می شوند و یا هزینه استهلاک ساختمان کارخانه که نمی توان آن را به یک تولید مشخص مرتبط کرد نمونه هایی از هزینه های غیرمستقیم می باشند.

مواد غیرمستقیمی که در جهت تولید مصرف می شوند نیز می توانند به عنوان هزینه های غیرمستقیم تلقی شوند.

موادی مانند: چسب مصرفی در ساخت کفش و یا میخ در ساخت میز و صندلی مواد غیرمستقیم تولید محسوب می شوند.

البته همچنانکه اشاره شد وجود این هزینه ها گاهی الزامی است ولی به دلیل ناچیز بودن و یا غیرقابل تفکیک بودن به یک محصول آنها را به عنوان هزینه های غیرمستقیم شناسایی می کنند.

به هزینه های غیرمستقیم سربار ساخت یا سربار تولید نیز گفته می شود.

 طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط آنها با تغییر حجم و تعداد تولید

منظور از طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط آنها با تغییر حجم و تعداد تولید چیست؟

در این طبقه بندی که خود به سه گروه تقسیم می شود، ارتباط تغییر هزینه با تغییر در حجم تولید بررسی می گردد.

نکته مهم، آن است که تغییر مقدار و تعداد تولید اثری بر برخی از هزینه ها نخواهد داشت و برخی دیگر با تغییر در حجم تولید تغییر خواهند کرد که با توجه به این شرایط هزینه ها به 3 گروه تقسیم می شود:

  • هزینه های ثابت
  • هزینه های متغیر
  • هزینه های نیمه متغیر
  • هزینه های ثابت

هزینه های ثابت، هزینه هایی می باشند که با تغییر حجم تولید تا سطح مشخصی از تولید، تغییر نخواهند کرد.

نکته اساسی آنجاست که به طور کلی، هزینه های ثابت دارای مشخصاتی می باشد که هرگاه این خصوصیات در هزینه مشاهده شد، می توان آنرا به عنوان این گروه از هزینه ها طبقه بندی کرد:

  • این هزینه ها در سطوح مختلف تولید در کل ثابت می باشند.
  • سهم هزینه ثابت یک واحد کالا با افزایش تعداد تولید کالا کاهش می یابد و برعکس
  • کنترل وقوع این هزینه ها از طریق مدیران اجرایی صورت می پذیرد.

نمونه بارز و مشخص این هزینه ها : حقوق مدیران تولید، استهلاک ساختمان و ماشین آلات، بیمه ساختمان و ماشین آلات، اجاره محل کارخانه و سایر موارد مشابه می باشد.

  • هزینه های متغیر

هزینه های متغیر، هزینه هایی می باشند که کل مبلغ آنها با تغییر در سطح تولید و میزان تولید تغییر می کند؛

یعنی با افزایش مقدار تولید و حجم تولید این هزینه ها در کل افزایش می یابند و با کاهش در میزان تولید این هزینه ها در کل کاهش خواهند یافت.

نمونه مشخص این هزینه ها مواد مستقیم و دستمزد مستقیم می باشند.

هزینه های متغیر نیز ویژگی و مشخصه ای دارند که برای تشخیص این هزینه ها می توان آنها را به صورت زیر برشمارد.

  • این هزینه ها در کل در ارتباط مستقیم با تولید می باشند یعنی با افزایش تولید افزایش و با کاهش تولید در کل کاهش می یابند.
  • هزینه متغیر یک واحد کالا ثابت می باشد حتی اگر تعداد تولید نیز کاهش یا افزایش پیدا کند .
  • به شکل ساده و آسان قابل تخصیص به دایره تولیدی می باشند.
  • هزینه های نیمه متغیر

برخی از هزینه ها از دو قسمت متغیر و ثابت تشکیل شده اند

این هزینه ها به شکلی می باشند که تا حد مشخصی از تولید با افزایش یا کاهش تولید بخش ثابت آنها تغییر نمی کند

و این در صورتی است که بیش از حد مشخص تولید با تغییر در حجم تولید این هزینه ها افزایش یا کاهش خواهند یافت.

بعنوان مثال می توان به برق مصرفی کارخانه اشاره کرد.

برقی که جهت روشنایی سالن کارخانه به کار می رود تقریباً ثابت است چه تولید کم و چه زیاد باشد ولیکن برق مصرفی ماشین آلات با تغییر در حجم و میزان تولید تغییر خواهد کرد.

بنابراین هزینه برق مصرفی کارخانه می تواند نیمه متغیر باشد.

اشاره شد که هزینه ها براساس ارتباط آنها با تغییر در حجم تولید به گروه هزینه های ثابت، هزینه های متغیر و هزینه های نیمه متغیر تقسیم می شوند که در بخش بالا توضیح داده شدند.

در ضمن باید توجه داشته باشد هزینه های ثابت خود به 3 دسته تقسیم می شوند.

  • هزینه های ثابت ظرفیت کارخانه :

هزینه های ثابت ظرفیت کارخانه ،هزینه هایی می باشند که با تجهیزات و امکانات تولیدی کارخانه رابطه مستقیم دارند؛

هزینه های استهلاک ماشین آلات و تجهیزات و تأسیسات نمونه هایی از هزینه های ثابت کارخانه می باشند.

  • هزینه های ثابت بهره برداری

هزینه هایی می باشند که با کاربری و بهره برداری از تجهیزات تولیدی ارتباط مستقیم دارند.

مانند هزینه های بیمه ساختمان و تجهیزات و ماشین آلات

  • هزینه های ثابت برنامه ای

هزینه های ثابتی می باشند که با اتخاذ تصمیمات مدیرانکارخانه مرتبط بوده و در راستای برنامه ریزی آینده ایجاد می شوند.

مانند هزینه های تحقیق وپژوهش، هزینه های تبلیغات و بازاریابی.

وظیفه دایره برنامه ریزی تولید در حسابداری بهای تمام شده چیست؟

این واحد همچنانکه از نامش پیداست، قبل از آنکه عملیات تولید یک سفارش یا مراحل تولید آغاز شود

با توجه به زمان استاندارد ساخت محصول، اقدام به برنامه ریزی می نماید تا بتوان مقایسه ای بین بودجه دستمزد (دستمزد پیش بینی شده) و هزینه های واقعی دستمزد انجام داد و در واقع ارائه برنامه تولید و کنترل هزینه های دستمزد را امکان پذیر می نماید.

در ضمن با مقایسه ساعت کار واقعی انجام شده با ساعت کار استاندارد می توان انحرافات کارایی کارگران را که ممکن است ناشی از خرابی دستگاه یا کمبود و مواد اولیه و سایر موارد باشد را تعیین نمود؛ چرا که فرمول ساعت واقعی انجام کار/ ساعت استاندارد انجام کار، نشان دهنده کارایی می باشد.

وظیفه دایره ثبت اوقات کار چیست و تفاوت کاری اوقات کار با کارت حضور و غیاب چیست؟

 وظیفه این دایره جمع آوری اطلاعات زمان کارهای انجام شده در ارتباط با هریک از مراحل تولید و یا سفارشات می باشد.

این اطلاعات از طریق کارت ساعت ( کارت حضور و غیاب) و کارت اوقات کار جمع آوری می شود می دانید کارت ساعت (کارت حضور و غیاب) در واقع حضور کارکنان و ساعت شروع به کار و خاتمه کار آنان را در هر روز مشخص می نماید ولیکن کارت اوقات کار نشان دهنده زمانی است که هر کارگر برای ساخت و تکمیل هر سفارش سپری کرده است در ضمن کارت اوقات کاربیان کننده اطلاعات نوع کار انجام شده نیز می باشد.

معمولاً کارت اوقات کار در مؤسسات تولیدی مورد استفاده قرار می گیرد که به صورت سفارش کار عمل می نمایند، کارت اوقات کار در تعیین دستمزد نهایی کارگران و محاسبه و پرداخت پاداش اهمیت ویژه ای دارد به یک نمونه کارتساعت و کارت اوقات کار در صفحه بعد توجه کنید.

وظیفه دایره حسابداری حقوق و دستمزد چیست؟

اسناد و مدارک حقوق و دستمزد هریک از پرسنل و کارکنان در این دایره نگهداری می شود و این دایره وظیفه تهیه و تنظیم لیست حقوق و دستمزد و تعیین مبلغ ناخالص و خالص حقوق و دستمزد قابل پرداخت به هریک از پرسنل را بعهده دارد.

یکی دیگر از وظایف این دایره طبقه بندی هزینه حقوق و دستمزد با استفاده از کارت اوقات کار به جهت تخصیص هزینه حقوق به هریک از سفارشات و مراحل تولید می باشد و می دانید در نهایت بحث حسابداری هزینه حقوق و دستمزد در این دایره مطرح می گردد.

وظیفه دایره حسابداری بهای تمام شده چیست؟

دایره حسابداری بهای تمام شده با توجه به اطلاعات و مدارک دوایر تولید و ساعت کار کارگران هزینه سفارش و هر مرحله تولید را ثبت و تجزیه و تحلیل و گزارش می نماید.

دایره حسابداری بهای تمام شده در ارتباط هزینه یابی حقوق و دستمزد موظف است:

  • در گزارش بهای تمام شده محصولات زمان انجام و هزینه دستمزد مستقیم را معین کند.
  • در تجزیه و تحلیل هزینه های هر دایره هزینه های دستمزد مستقیم و غیرمستقیم را معین کند.
  • به مدیریت گزارشها و اطلاعات کاملی را در ارتباط حقوق و دستمزد ارایه نماید تا مدیریت براساس این اطلاعات تصمیم گیری و برنامه ریزی نماید.

حقوق یا مزد مبنا (پایه) حسابداری بهای تمام شده چیست؟

حقوقی که با رعایت به قانون کار برای کارگران رسمی و یا به وسیله عقد قرارداد که مخالف قانون کار نباشد (برای کارگران قراردادی) برای انجام یک ساعت کار یا تولید یک واحد محصول تعیین و به صورت ساعتی، روزانه، هفتگی و معمولاً ماهیانه پرداخت می شود را حقوق یا مزد مبنا گویند.

باید بدانید اگر مزد کارگر براساس تعداد تولید و بدون در نظر گرفتن ساعت کارکرد (پارچه کاری) پرداخت شود را اصطلاحاً کارمزد گویند.

مدت کار

براساس ماده 51 قانون کار:

ساعت کار عادی مدت زمانی است که کارگر نیرو و یا وقت خود را به منظور انجام کار در اختیار کارفرما قرار می دهد به غیر از مواردی که در قانون مستثنی شده است با توجه به اینکه ساعت کار کارگران در شبانه روز نباید از 8 ساعت تجاوز نماید.

اضافه کاری چیست و چه شرایطی دارد؟

در شرایط عادی ارجاع کار اضافی به کارگر با شرایط ذیل مجاز خواهد بود.

  • موافقت کارگر
  • پرداخت 41% اضافه بر مزد هر ساعت کار عادی
  • ساعت اضافی ارجاعی به کارگران نباید از 4 ساعت در روز تجاوز نماید مگر در موارد استثنایی با توافق طرفین

منظور از شب کاری و نوبت کاری چیست؟

کار روز، کارهایی است که زمان انجام آن از ساعت 6 بامداد تا 22 می باشد و کار شب کارهایی است که زمان انجام آن یبن 22 تا 6 بامداد قرار دارد.

کار مختلط

کارهایی است که بخشی از ساعات انجام آن در روز و قسمتی از آن در شب واقع می شود.

کار نوبتی

عبارتست از اینکه کاری در طول ماه گردش داشته باشد به نحوی که نوبتهای آن در صبح یا عصر یا شب واقع شود.

باید بدانید برای هر ساعت کار در شب به غیر از کارگران نوبتی (نوبت کارشان در صبح یا عصر یا شب است) 35% اضافه بر مزد ساعت کار عادی تعلق می گیرد و اما طبق قانون، کارگران نوبت کاری اگر نوبت کارشان در صبح و عصر واقع شود 11% و چنانکه نوبت کارشان در صبح و عصر و شب قرار گیرد 15% و در صورتی که نوبت کار در صبح و شب و یا عصر و شب باشد 5/22% اضافه بر دستمزد عادی به عنوان فوق العاده نوبت کاری دریافت خواهند کرد.

باید توجه داشته باشید که ساعات نوبت کاری ممکن است از 8 ساعت در شبانه روز و یا 44 ساعت در هفته تجاوز نماید لیکن ساعات کار در چهار هفته متوالی نباید از 671 ساعت بیشتر شود.

نکته قابل توجه اینکه باید بدانید طبق قانون کار ارجاع کار اضافی به کارگرانی که شبانه یا کارهای خطرناک و سخت و زیان آور انجام می دهند ممنوع است.

تعطیلات  و  مرخصی ها

طبق قانون 62 قانون کار روز جمعه روز تعطیل هفتگی کارگران با استفاده از مزد می باشد.

باید توجه داشت در امور مربوط به خدمات عمومی نظیر آب، برق، اتوبوسرانی

و یا در کارگاههایی که حسب نوع یا ضرورت کار و یا توافق طرفین، به طور مستمر روز دیگری برای تعطیل تعیین می شود همان روز در حکم روز تعطیل هفتگی خواهد بود.

به هر حال تعطیل یک روز معین در هفته اجباری است.

کارگرانی که به هر عنوان به این ترتیب روزهای جمعه کار می کنند در مقابل عدم استفاده از تعطیل روز جمعه 41% اضافه بر مزد دریافت خواهند کرد.

  • مرخصی استحقاقی سالانه کارگران با استفاده از مزد و احتساب چهار روز جمعه یکماه است، سایر روزهای تعطیل جز ایام مرخصی محسوب نخواهد شد.
  • مرخصی سالیانه کارگرانی که به کارهای سخت و زیان آور اشتغال دارند 5 هفته می باشد که استفاده از این مرخصی حتی الامکان در دو نوبت در پایان هر شش ماه کار صورت می گیرد باید بدانید برای کار کمتر از یک سال مرخصی به نسبت مدت کار انجام یافته محاسبه می شود.

عیدی و پاداش

عیدی و پاداش کارگران در پایان هر سال بر مبنای حقوق و دستمزد توسط هیأت دولت تعیین می گردد؛

اما باید توجه داشت که به طور معمول در پایان دوره مالی یا در پایان هر فصل مبالغی به عنوان عیدی و پاداش به کارکنان پرداخت می شود و در ضمن باید بدانید که معمولاً هیأت مدیره مؤسسات برای پرداخت عیدی می توانند مبلغی بیش از حداقل تعیین شده از طرف هیأت دولت به کارگر پرداخت کند.

فوق العاده مأموریت

مأموریت به موردی اطلاق می شود که کارمند برای انجام کار حداقل 51 کیلومتر از محل کارگاه اصلی دور شود و ناگزیر باشد حداقل یک شب در محل مأموریت توقف نماید.

فوق العاده مأموریت نباید کمتر از مزد ثابت یا مزد مبنای روزانه کارگران باشد همچنین کارفرما مکلف است وسیله یا هزینه رفت و برگشت آنها را تأمین نماید.

 

روشهای کنترلی و محاسبه عناصر حقوق و مزایا نحوه تهیه لیست حقوق و دستمزد در مؤسسات تولیدی

حال که با دوایر سیستم حقوق و دستمزد وظایف آنها و قوانین کار مرتبط با حقوق و مزایا آشنا شدید در ادامه روشهای محاسبه حقوق و مزایا در مؤسسات تولیدی مورد بررسی قرار خواهیم داد.

اشاره شد دایره حسابداری حقوق و دستمزد وظیفه تهیه و تنظیم لیست حقوق و دستمزد و تعیین مبلغ ناخالص و خالص حقوق و دستمزد قابل پرداخت به هریک از پرسنل با توجه به مدارک سوابق (قرارداد، ساعت کار)را به عهده دارد و اما نحوه عمل چگونه می باشد.

منظور از تسهیم مستقیم سربار در حسابداری صنعتی چیست؟

هرگاه هزینه سربار به واسطه یک دایره تولیدی و یا خدماتی ایجاد شده باشد و مستقیماً این هزینه به حساب همان دایره منظور شود، اصطلاحاً گفته می شود تسهیم مستقیم صورت پذیرفته است به عنوان مثال هزینه دستمزد کارکنان رستوران که مربوط به یک دایره خدماتی می باشد و یا هزینه تعمیر ماشین آلات یک دایره تولیدی که به این دایره تسهیم می گردد.

نمونه هایی از یک تسهیم مستقیم سربار می باشند.

منظور از تسهیم هزینه سربار براساس مبنای مناسب چیست؟

هرگاه هزینه های سربار ایجاد شده دوایر مختلف خدماتی و تولیدی براساس و مبنایی معقول و منطقی با توجه به نقشی که دایره مورد نظر در ایجاد هزینه داشته است بین دوایر ایجاد کننده هزینه تقسیم گردد اصطلاحاً گفته می شود تسهیم براساس مبنای مناسب صورت پذیرفته است.

آنچه که مسلم است انتخاب مبنا برای تسهیم هزینه ساده نمی باشد ولیکن برای تسهیم هزینه باید یک رابطه منطقی بین هزینه و مبنای تسهیم به دایره مورد نظر وجود داشته باشد.

به عنوان مثال هزینه بیمه تأمین اجتماعی سهم کارفرما را باید براساس دستمزد کارکنان بین دوایر مختلف تسهیم نمود و یا هزینه اجاره ساختمان را براساس مساحت زیربنا می توان بین دوایر تسهیم کرد.

باید بدانید برخی از هزینه های سربار را می توان بر مبانی مختلفی بین دوایر تسهیم نمود که در تسهیم باید بهترین مبنا را انتخاب نمود.

به عنوان مثال هزینه برق مصرفی را می توان براساس کنتور یا تعداد شعله های روشنایی یا مساحت سطح زیربنا تسهیم نمود.

مبناهای تسهیم برخی از هزینه های سربار چیست؟

  • تسهیم اولیه سربار یعنی چه : تسهیم هزینه سربار به مراکز هزینه را با استفاده از یک مبنای مناسب تسهیم به دوایر را تسهیم اولیه گویند در واقع در تسهیم اولیه هزینه های غیرمستقیم به دوایر تولیدی و خدماتی تسهیم می گردد.
  • تسهیم ثانویه یعنی چه : در تعریف دوایر خدماتی اشاره کردیم دوایر خدماتی دوایری می باشند که به طور غیرمستقیم در ساخت محصول دخالت دارند و فعالیت آنها در جهت ارائه خدمات به خود و سایر دوایر تولیدی می باشد.

هرگاه هزینه های این دوایر بر یک مبنا و اساس منطقی بین سایر دوایر تقسیم و سرشکن شود اصطلاحاً به آن تسهیم ثانویه گویند.

بنابراین به طور خلاصه تسهیم ثانویه یعنی سرشکن کردن هزینه های دوایر خدماتی به دوایرتولیدی،

باید توجه داشت تسهیم ثانویه در جهت تعیین بهای تمام شده محصولات صورت می پذیرد.

مراحل تسهیم ثانویه چگونه است؟

می دانید که در کارخانجات و مؤسسات تولیدی، دوایر خدماتی علاوه بر اینکه به دوایر تولید خدمات ارائه می دهند با دوایر خدماتی دیگر نیز تبادل خدمات دارند.

به عنوان مثال واحد رستوران در مؤسسات تولیدی به دوایری چون حسابداری،

ایمنی و آتش نشانی نیز ارائه خدمت می نماید و از طرفی از آنان خدمات دریافت می کنند.

بنابراین در تسهیم ثانویه ابتدا باید رابطه و ارتباط هر دایره خدماتی با سایر دوایر خدماتی مشخص شود

به عنوان مثال، دایره رستوران که یک واحد خدماتی است به دایره حسابداری ارائه خدمات می نماید از طرفی واحد حسابداری با انجام امور حسابداری مربتط با خرید رستوران بهای تمام شده خدمات رستوران را معین می کند و یا دایره رستوران به واحد آتش نشانی سرویس می دهد از طرفی واحد آتش نشانی در جهت ایمنی رستوران به این واحد ارائه خدمات می نماید.

بنابراین همچنانکه ذکر شد در تسهیم ثانویه ابتدا باید روابط هر دایره با دایره دیگر مشخص گردد سپس بر یک مبنای مناسب و منطقی هزینه این خدمات به روشهایی که در ادامه عنوان می گردد تسهیم شود.

روشهای تسهیم ثانویه کدام است؟

تسهیم ثانویه در مؤسسات تولیدی به سه شکل صورت می پذیرد.

  • به روش مستقیم
  • به روش یکطرفه
  • به روش دو طرفه (ریاضی)

روش مستقیم تسهیم ثانویه چگونه است؟

در این روش فرض بر این است دوایر خدماتی به یکدیگر خدمات ارائه نمی دهند یعنی فرض می شود بین دوایر خدماتی ارتباطی وجود ندارد و سهم هزینه هر دایره خدماتی از تسهیم اولیه مستقیماً به دوایر تولیدی تخصیص می یابد.

باید توجه داشته باشید این نوع تسهیم روش زیاد مناسبی نیست چرا دقت بالایی نخواهد داشت.

  • روش تسهیم ثانویه به صورت یکطرفه چگونه است؟

در این روش فرض بر این است که بعضی از دوایر خدماتی به سایر دوایر خدماتی دیگر سرویس ناچیزی ارائه می دهند.

بنابراین از ارائه خدمات آنان چشم پوشی می شود بنابراین هزینه هر دایره خدماتی به صورت یکطرفه به دوایر تولیدی و سایر دوایر خدماتی سرشکن می شود.

همانطور که بیان شد، هزینه دایره خدماتی رستوان به صورت یک طرفه به دایره خدماتی آتش نشانی تسهیم می گردد و از هزینه خدمات این دایره به رستوران صرف نظر شده است سپس هزینه های دایره خدماتی آتش نشانی تسهیم ثانویه گردیده اند.

  • روش تسهیم ثانویه دو طرفه حسابداری بهای تمام شده (روش ریاضی تسهیم) چگونه است؟

در این روش تسهیم، خدمات متقابل دوایر خدماتی به یکدیگر از نظر دور نمی ماند و هزینه سربار هر دایره خدماتی به دوایر تولیدی و دوایر خدماتی استفاده کننده از خدمات تسهیم می گردد.

روش تسهیم ثانویه دو طرفه دارای محاسبات ریاضی نسبتاً زیادی است ولیکن نتایج حاصله نسبتاً دقیق می باشد.

اگر بخواهیم مقایسه ای از روشهای تسهیم ثانویه هزینه داشته باشیم باید گفت:

  • تسهیم مستقیم ساده ولیکن با نتیجه نسبتاً غیردقیق می باشد.
  • تسهیم یک طرفه محاسبات کمی پیچیده می باشد ولیکن ساده تر از روش تسهیم دو طرفه می باشد و نتایج صحیح و قابل اعتماد می باشد.

روش دو طرفه تسهیم (روش ریاضی) محاسبات پیچیده و پرحجم ولیکن نتایج بسیار دقیق می باشد؛

با توجه به موارد فوق الذکر باید بدانید عموماً مؤسسات تولیدی روش تسهیم یکطرفه را می پسندند.

منظور از دوایر خدماتی مستقل چیست و روش تسهیم ثانویه یک طرفه عملاً به چه صورتی انجام می پذیرد؟

اشاره شد که به طور معمول برای تسهیم هزینه ها از روش یک طرفه استفاده می شود چرا که این روش ساده و نسبتاً دقیق می باشد.

در ضمن گفته شد این روش عموماً بر این فرض استوار است که برخی از دوایر خدماتی به صورت یک طرفه به دوایر خدماتی دیگر ارائه خدمت می نمایند و از آنها سرویس و خدمات نمی گیرند.

در این حالت دوایری که به دوایر خدماتی دیگر سرویس می دهند ولی از سایر دوایر خدماتی بی نیاز می باشند را « دوایر خدماتی مستقل» گویند.

برای تسهیم ثانویه هزینه ها ابتدا از دوایر خدماتی مستقل بر مبنای مناسب اقدام می شود.

باید توجه داشته باشید در صورتی که دایره خدماتی مستقل مشخص نباشد از دایره خدماتی شروع به تسهیم می شود که از تسهیم اولیه سربار سهم بیشتری دارد و مبلغ آن بیش از سایر دوایر خدماتی می باشد و در واقع این دایره به عنوان دایره خدمات مستقل فرض می گردد

 گروههای هزینه سربار در حسابداری صنعتی کدامند؟

سربار به طور کلی به سه گروه عمده زیر تقسیم می گردد:

  • سربار ساخت
  • سربار اداری و تشکیلاتی
  • سربار توزیع و فروش
  • سربار ساخت:

در واقع شامل هزینه های تولید به غیر از مواد خام مصرفی و دستمزد مستقیم تولید می باشد باید بدانید هزینه های سربار ساخت را در حساب سربار ساخت نشان می دهند؛

در ضمن با نامهای دیگری چون سربار کارخانه یا هزینه های غیرمستقیم تولید و یا هزینه های عمومی کارخانه نام برده می شوند.

همانطور که می دانید، حساب سربار ساخت به حساب کالای در جریان ساخت منتقل می شود.

سربار اداری و تشکیلاتی و سربار توزیع و فروش در حسابهای سربار اداری و سربار توزیع و فروش ثبت شده و به عنوان هزینه های دوره شناسایی می شوند و به حساب سود و زیان انتقال می یابند.

مرکز هزینه چیست و منظور از دوایر خدماتی و تولیدی چیست؟

در مؤسسات تولیدی واحدها یا قسمتهایی که موجب بوجود آمدن هزینه می گردند و در ایجاد آنها سهیم می باشند را به عنوان مرکز هزینه شناسایی می کنند.

در واقع مرکز هزینه قسمتی از کارخانه است که در آنجا برای تولید محصول یا انجام خدمات هزینه ای صورت می پذیرد.

عموماً مراکز هزینه دوایر تولید می باشند؛ هرچند ممکن است یک دایره خود از چند مرکز هزینه تشکیل شده باشد و این در حالی است که یک سفارش ساخت یا یک مرحله از تولید یا یک قسمت از خط تولید و یا هریک از ماشین آلات تولیدی که زیر مجموعه ای از یک دایره تولیدی هستند یک مرکز هزینه باشند.

باید توجه داشته باشید هر چه مراکز هزینه بیشتر باشد کنترل هزینه ها با دقت بیشتری صورت می پذیرد و در مؤسسات تولیدی به طور کلی مراکز هزینه به دو دسته دوایر تولیدی و دوایر خدماتی تقسیم می شوند.

دوایر تولیدی:

واحدها و دوایری می باشند که در تولید و ساخت محصول به طور مستقیم نقش دارند و فعالیت تولیدی در آن بخش صورت می پذیرد.

به عنوان مثال: دایره برش، دایره جوش، دایره مونتاژ، دایره رنگ کاری نمونه هایی از دوایر تولیدی یک کارگاه یا کارخانه فلزی می باشند.

دوایر خدماتی:

دوایری می باشند که به طور مستقیم در ساخت محصول نقش نداشته ولیکن به سایر دوایر چه تولیدی و چه خدماتی، خدمات ارائه می نمایند.

مانند دایره رستوران، ایمنی و آتش نشانی دایره تعمیرات، یا دایره حسابداری.

در مؤسسات تولیدی باید ارتباط هر هزینه با مرکز هزینه مشخص می شود و تعیین گردد هر مرکز هزینه چه سهمی در ایجاد هزینه خواهد داشت.

روش حسابداری سربار چگونه است و جذب سربار به چه شکل در حسابها ثبت می گردد؟

 اشاره شد که در حسابداری مؤسسات تولیدی برای ثبت هزینه ها از حساب کنترل استفاده می گردد

بنابراین واضح است هزینه های سربار در حساب کنترل سربار ثبت خواهد شد در نتیجه زمانی که هزینه سرباری تحمل می گردد و شناسایی می شود ثبت زیر در دفاتر و حسابها صورت خواهد پذیرفت.

البته در ثبت هزینه های سربار نکاتی وجود دارد که باید آنها را در نظر گرفت که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

عنوان شد در ثبت هزینه های سربار در حسابها نکاتی وجود دارد که باید رعایت شود حال به آنها خواهیم پرداخت.

با توجه به اینکه برای تعیین بهای تمام شده محصولات، حساب سربار کارخانه به حساب تولید یا ساخت (کالای در جریان ساخت) منظور می شود

و به دلیل آنکه برخی هزینه های سربار تا پایان دوره مشخص شدن سربار واقعی به حساب تولید منظور می گردد.

در نتیجه قبل از آنکه ثبت منظور نمودن سربار واقعی صورت پذیرد، ابتدا سربار جذب شده با توجه به روشهایی که عنوان شد تعیین و به حساب تولید منظور گردیده است.

منظور از اضافه یا کسر جذب سربار چیست؟

اشاره شد هزینه های واقعی سربار در طی دوره مالی در بدهکار حساب کنترل سربار ثبت می گردد

و از طرفی گفتیم سربار جذب شده را در ابتدای دوره مالی در طرف بستانکار حساب کنترل سربار ثبت می نماییم.

بنابراین در پایان دوره مالی مانده حساب کنترل سربار نشان دهنده اضافه یا کسر جذب سربار خواهد بود.

اگر مانده حساب کنترل سربار بدهکار باشد یعنی سربار واقعی بیش از سربار جذب شده باشد،

کسر جذب سربار وجود دارد و به این معنا است سرباری که در ابتدای دوره مالی پیش بینی، جذب و به حساب تولید منظور گردیده است

کمتر از سربار واقعی بوده که در طی دوره مالی تحمل شده است

و اگر مانده حساب کنترل سربار بستانکار باشد یعنی سربار جذب شده بیش از سربار واقعی باشد،

اضافه جذب سربار وجود دارد و این نشان می دهد سرباری که در ابتدای دوره پیش بینی، جذب و به حساب تولید منظور شده است بیش از سرباری بوده است که در طی دوره مالی تحمل شده است.

  • اضافه جذب سربار → سربار واقعی < سربار جذب شده
  • کسر جذب سربار → سربار واقعی > سربار جذب شده

باید توجه داشته باشید حساب کسر یا اضافه جذب سربار یک حساب موقت می باشد و در پایان دوره مالی این حساب باید بسته شود.

هزینه های سربار در حسابداری بهای تمام شده (صنعتی) و تولید:

یکی از اجزاء اصلی تشکیل دهنده بهای تمام شده، سربار ساخت می باشد

سربار در واقع هزینه هایی می باشند که مستقیماً در ساخت کالا و تولید محصول دخالت ندارند و به راحتی نمی توان تحمل این هزینه ها را به تولید کالا یا محصولی خاص یا سفارشی مشخص مرتبط دانست.

باید توجه داشته باشید هزینه های مستقیمی را نیز که می توان آنها را مستقیماً شناسایی کرد.

ولی ارتباط دادن آنها به کالایی مشخص یا به سفارشی خاص منطقی و مقرون به صرفه نباشد را نیز گاهی به عنوان سربار ساخت طبقه بندی کنند.

برای نمونه از هزینه ها می توان به نخ در دوخت لباس و یا چسب و میخ در نجاری اشاره ای داشت.

هرچند این هزینه ها در ساخت و تولید محصول نقش دارند ولی مصرف آنها بسیار کم و ناچیز است

بنابراین مصرف آنها به عنوان سربار شناسایی می گردد.

مشخص ترین هزینه های سربار به صورت زیر خواهند بود:

  • هزینه استهلاک ساختمان کارخانه
  • هزینه اجاره ساختمان کارخانه
  • هزینه بیمه اجتماعی سهم کارفرما
  • هزینه سوخت کارخانه
  • هزینه روشنایی کارگاه و کارخانه
  • هزینه حقوق سرپرستان

در تولید، هزینه های سربار چه زمان شناسایی می گردند؟

در تولید بنا به دلایلی که در ادامه با آنها بیشتر آشنا خواهید شد هزینه های سربار در 2 زمان شناسایی می گردند.

  • قبل از شروع دوره مالی و قبل از آنکه سربار تحقق پذیرد سربار برآورد می گردد و به آن « سربار پیش بینی شده» و یا « سربار برآورد شده » گویند.
  • بعد از تحقق پذیرفتن هزینه که به آن سربار واقعی گویند باید توجه داشت گاهی سربار واقعی را در پایان دوره مالی نیز شناسایی می کنند.

سربار پیش بینی شده چیست و جذب سربار یعنی چه ؟

گاهی در آغاز دوره مالی، هزینه های سربار با توجه به تجربیات و یا با لحاظ کردن تغییرات احتمالی در قیمت عوامل ایجاد کننده هزینه، پیش بینی و برآورد می شوند که به آن سربار پیش بینی شده گویند.

بعد از آنکه سربار پیش بینی گردید با یک روش مشخص (که در ادامه توضیح داده خواهد شد)

این سربار تا پایان دوره مالی شناسایی و اساس محاسبه قیمت تمام شده تولیدات قرار می گیرد که به آن « نرخ جذب» گویند.

همچنین باید بدانید تنها روش ممکن جهت تعیین هزینه های سربار قابل تخصیص به تولید،

در کوتاه ترین زمان ممکن و در اسرع وقت برای استفاده مدیریت و برآورد کردن عدم کارایی

و مشخص نمودن تغییرات غیرمنطقی و یا متعادل ساختن قیمت تمام شده یک واحد محصول از یک ماه به ماه بعد با استفاده از نرخ جذب سربار میسر می باشد.

علل پیش بینی و برآورد سربار چیست؟

به طور کلی دلایل پیش بینی و برآورد سربار را موارد زیر ذکر می نمایند.

  • اختلاف بین مقدار تولید واقعی با تولید برنامه ریزی شده
  • مشخص نبودن مبلغ واقعی بعضی از هزینه های سربار
  • ایجاد شرایط مناسب برای مقایسه هزینه های واقعی و پیش بینی شده

چرا اختلاف بین مقدار تولید واقعی با تولید برنامه ریزی شده موجب پیش بینی سربار می شود؟

می دانید در مؤسسات تولیدی تعداد تولید در ابتدای دوره پیش بینی می گردد (تولید برنامه ریزی شده)

ولیکن عملاً بین تولید واقعی و تولید برنامه ریزی شده اختلافاتی مشاهده می شود که ممکن است تولید واقعی بیش از تولید برنامه ریزی شده باشد و یا کمتر از آن باشد.

بنابراین چون تعداد تولید واقعی در ابتدای دوره مشخص نمی باشد سهم هزینه سربار یک واحد تولید نیز مشخص نمی باشد.

در نتیجه در طی دوره مالی قیمت تمام شده یک واحد کالا با توجه به اینکه جزء سوم آن (سربار) معلوم نمی باشد قابل تعیین نیست.

چرا مبلغ واقعی بعضی از هزینه های سربار مشخص نمی باشد و منجر به پیش بینی سربار می گردد؟

علت نامشخص بودن مبلغ واقعی برخی از هزینه های سربار در پایان دوره مالی را با بیان چند مثال توضیح می دهیم؛

به عنوان مثال چگونه هزینه های برق صنعتی کارگاهی که در پایان دوره مالی صورت حساب آن دریافت نشده است،

مشخص می باشد و یا هزینه گاز مصرفی کارخانه ای که در پایان دوره مالی قبض آن دریافت نشده است قابل تعیین می باشد؛

بنابراین پرواضح است به دلایلی همچون موارد ذکر شده نمی توان سربار واقعی را مشخص نمود

بنابراین لازم است هزینه های سربار (برق مصرفی، گاز و …) پیش بینی گردند.

چگونه پیش بینی سربار زمینه مناسبی را برای مقایسه ایجاد می کند؟

پیش بینی سربار برای مدیران معیار مقایسه هزینه های واقعی و پیش بینی شده است.

یعنی در واقع در پایان دوره مالی یا هر زمان می توانند مقایسه ای بین آنچه که باید انجام می گرفت و آنچه که واقعاً انجام شده است را داشته باشند.

بنابراین با پیگیری اختلافات و تجزیه و تحلیل آن نقاط ضعف و قوت فعالیت خود را می توانند مشاهده نمایند.

منظور از سربار واقعی چیست؟

سربار واقعی همچنانکه مشخص می باشد هزینه های سرباری می باشند که در طی دوره مالی به صورت واقعی تحقق پذیرفته اند،

و بهای آنها پرداخت شده است یا پرداخت آنها تعهد شده است.

باید توجه داشته باشید هزینه های سرباری نیز که با انجام اصلاحات در پایان دوره مالی مشخص می شوند نیز به عنوان سربار واقعی شناسایی می شوند.

باید بدانید با توجه به اینکه هزینه های سربار واقعی عملاً انجام پذیرفته اند و معمولاً در پایان دوره مالی مشخص می شوند

بنابراین به تنهایی برای مدیران در جهت تصمیم گیری مناسب نمی باشند و معیار مناسبی برای برنامه ریزی تولید نمی باشند.

هزینه های سربار چگونه طبقه بندی می شوند؟

هزینه های سربار با توجه به اهداف خاصی که از طبقه بندی آنها دنبال می شود به 2 طبقه اصلی زیر تقسیم می گردند:

  • سربار مستقیم و سربار غیرمستقیم
  • سربار ثابت، سربار متغیر و سربار نیمه متغیر

منظور از سربار مستقیم و سربار غیرمستقیم حسابداری بهای تمام شده چیست؟

هزینه های سرباری که مستقیماً به یک دایره مشخص از تولید و یا ماشین آلات و … معینی ارتباط دارند را سربار مستقیم گویند.

برای عنوان نمونه های بارز این هزینه ها می توان به:

مواد سوختی یک دایره مشخص تولیدی یا هزینه های دستمزد غیرمستقیم و اضافه کاری دایره ای مشخص از تولید و یا تعمیر و نگهداری ماشین آلاتی خاص و استهلاک یک ساختمان و تجهیزات مشخص اشاره کرد.

سربار غیرمستقیم هزینه هایی می باشند که:

به واسطه دوایر مختلف یا ماشین آلاتی متفاوت و متعدد ایجاد می گردند

و نمی توان این هزینه ها را به حساب ماشین آلات یا دوایر خاصی منظور نمود که به عنوان مثال می توان به هزینه حرارت و روشنایی و یا اجاره ساختمانهای اشاره کرد.

باید توجه داشته باشید که با تقسیم بندی هزینه های سربار به سربار مستقیم و غیرمستقیم می توان نقش و سهم هر دایره را در سود مؤسسه تعیین نمود.

طبقه بندی سربار به سربار ثابت، متغیر و سربار نیمه متغیر

مدیران با اینگونه طبقه بندی هزینه سربار می توانند تصمیماتی اساسی اخذ کنند.

تصمیماتی در ارتباط با حجم تولید یا قیمت گذاری محصولات و یا کنترل هزینه ها و…

همانطور که اشاره شد، زمانی که هزینه ای با تغییر در حجم تولید تغییر نکند،

به عنوان هزینه ثابت شناسایی و اگر با افزایش یا کاهش حجم تولید تغییر کند، به عنوان هزینه متغیر شناسایی می گردد.

باید توجه داشته باشید طبقه بندی هزینه های سربار،

به سربار مستقیم و غیر مستقیم و یا ثابت و متغیر و نیمه متغیر بودن با یکدیگر مغایرتی ندارد و در بررسی هزینه ها می توان از هر دو دیدگاه آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

هزینه سربار متغیر

به عنوان مثال هزینه استهلاک ساختمان می تواند به دلیل آنکه با حجم تولید ارتباطی ندارد،

به عنوان سربار ثابت شناسایی شود و چون به یک دایره مشخص مربوط می شود،

هزینه مستقیم محسوب گردد و یا هزینه حرارت و برق مصرفی کارخانه می تواند با افزایش تولید افزایش و با کاهش تولید کاهش یابد؛

بنابراین یک هزینه سربار متغیر باشد و به دلیل آنکه این هزینه مرتبط با دوایر مختلفی از تولید است (مشخصاً مربوط به دایره خاصی نیست)،

به عنوان هزینه های غیرمستقیم نیز طبقه بندی گردد و یا هزینه حقوق مدیران کارخانه که با تغییر در حجم تولید تغییر نمی کند.

بنابراین یک سربار ثابت است ولی چون ‎نمیتوان آن را به یک دایره خاص مرتبط دانست

بنابراین یک سربار غیرمستقیم می باشد،

و یا اینکه می دانید هزینه فوق العاده اضافه کاری یک هزینه متغیر می باشد،

چرا که با تغییر در حجم تولید تغییر می کند و همچنین می توان مشخص نمود مربوط به کدام دایره تولید می باشد بنابراین یک سربار مستقیم نیز می باشد.

نرم افزار بهای تمام شده

روش هزینه یابی سفارش کار حسابداری بهای تمام شده چگونه است؟

اشاره شد روش هزینه یابی سفارش کار در مؤسساتی به کار می رود که هزینه های آنها به جهت سفارشهای خاصی ایجاد می شوند،

در این روش هزینه یابی هر سفارش در واقع یک مرکز هزینه محسوب می شود

یعنی هزینه های مواد، دستمزد و سربار کارخانه که به جهت هر سفارش ایجاد می شود به سفارش ایجاد کننده این هزینه ها تخصیص داده می شوند.

معمولاً در مؤسساتی که به روش سفارش کار عمل می کنند، سفارشهای مختلف را با شماره هایی تفکیک می کنند.

به عنوان مثال

اگر یک کارخانه هواپیماسازی دو سفارش ساخت هواپیما (جنگی و مسافربری) داشته باشد:

سفارش ساخت هواپیمای جنگی را با شماره 111 و هواپیمای مسافربری را با شماره 121 نشان خواهد داد.

  روش حسابداری در هزینه یابی مرحله ای حسابداری بهای تمام شده

ثبت های حسابداری مرتبط با هزینه های مواد مصرفی،

دستمزد و سربار در هزینه یابی مرحله ای تفاوت زیادی با روش هزینه یابی سفارش کار ندارد

و کلیه مراحل حسابداری مشابه هزینه یابی سفارش کار می باشد

ولیکن باید توجه داشت هزینه های صورت پذیرفته به جای آنکه به حساب هر سفارش منظور شود به حساب دایره یا مرحله ای که ایجاد کننده هزینه می باشد منظور می گردد.

به عنوان مثال در مورد مصرف مواد در دایره اول ثبت زیر در حسابها صورت خواهد پذیرفت.

و در ارتباط با سربار واقعی تحقق یافته ابتدا حساب کنترل سربار بدهکار شده سپس با توجه به سهم هر دایره یا مرحله در ایجاد سربار، هزینه سربار براساس مبنایی مناسب به دوایر مختلف تسهیم می گردد.

گزارش هزینه تولید و تعیین بهای تمام شده، در هزینه یابی مرحله ای چگونه تهیه می شود ؟

در هزینه یابی مرحله ای برای هر مرحله، گزارشی تهیه می شود

که اطلاعات بسیار با اهمیتی را در اختیار مدیریت قرار می دهد.

ما قبل از آنکه به خلاصه ای از این اطلاعات بپردازیم ابتدا شکل و نحوه تهیه گزارش هزینه تولید را در هزینه یابی مرحله ای توضیح می دهیم.

گزارش هزینه تولید در هزینه یابی مرحله ای از 3 بخش زیر تشکیل شده است.

  • جدول مقداری تولید
  • بخش هزینه های منظور شده به حساب دایره
  • تخصیص هزینه های دایره

جدول مقداری تولید حسابداری بهای تمام شده

بخش جدول مقداری تولید در واقع نشان دهنده:

تعداد واحدهای اقدام به تولید یا انتقالی از مرحله قبل و کالای تکمیل شده در مرحله

و همچنین کالاهای در جریان ساخت در پایان مرحله و کالاهای ضایع شده

  • بخش هزینه های منظور شده به حساب دایره

در این بخش از گزارش هزینه تولید هزینه های مواد مصرفی،

دستمزد و سربار کارخانه ایجاد شده در مرحله مورد نظر به صورت کل و سهم هر واحد کالای ساخته شده مشخص شود.

نکات قابل توجه:

در تهیه گزارش هزینه تولید، هزینه یابی مرحله باید گفت مهمترین قسمت بخش هزینه های منظور شده به حساب تولید می باشد.

چرا که در این بخش هزینه کل ایجاد شده در دایره ( مرحله) و اجزاء این هزینه کل یعنی مواد مصرفی،

دستمزد و سربار و قیمت تمام شده یک واحد کالای ساخته شده و هزینه مواد مصرفی ،دستمزد و سربار یک واحد کالا به تفکیک مشخص می گردد.

روش محاسبه و تعیین هزینه های مواد و دستمزد و سربار یک کالا بسیار با اهمیت می باشد.

برای محاسبه هزینه های یک واحد کالا باید هزینه ایجاد شده مورد نظر را به معادل آحاد تکمیل شده از لحاظ آن هزینه تقسیم نمود یعنی از فرمولهای زیر استفاده نمود.

هزینه یابی مرحله ای و جریان گردش محصول حسابداری بهای تمام شده

همانطور که اشاره شد، هزینه یابی در مؤسسات تولیدی به دو شکل صورت می پذیرد:

  • هزینه یابی سفارش کار
  • هزینه یابی مرحله ای

همانطور که اشاره شد، به طور معمول هزینه یابی مرحله ای در مؤسساتی مورد استفاده قرار می گیرد

که تولید آنها به شکل انبوه، پیوسته و یکسان می باشد و برای آنکه کالایی تولید شود مراحل مختلفی را باید طی کند.

در ضمن، عموماً قیمت تمام شده یک واحد کالای تولید شده این مؤسسات قیمت تمام شده پایینی می باشد.

برای مثال به مؤسساتی چون صنایع نساجی، شیمیایی، پلاستیک سازی، کفش سازی، سیمان و سایر موارد مشابه اشاره شد.

باید توجه داشته باشید مؤسساتی که سیستم هزینه یابی مرحله ای دارند ممکن است سفارشاتی را نیز  پذیرفته باشند ولیکن سفارش بخشی از تولید انبوه مؤسسه خواهد بود.

جریان گردش محصول در مؤسسات تولیدی چگونه می باشد؟

قبل از آنکه بحث هزینه یابی مرحله ای را بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم لازم است با نحوه جریان گردش تولید محصول در مؤسسات تولیدی آشنا شوید.

اشاره شد در هزینه یابی مرحله ای تولیدات باید از مراحل مختلفی عبور کنند تا به صورت یک محصول ساخته شده درآیند.

در مبحث جریان گردش محصول،

در واقع مسیر حرکت تولید در مؤسسات تولیدی مطرح می شود جریان گردش محصول در مؤسسات تولیدی به صورتهای زیر می باشد:

  • گردش متوالی
  • گردش موازی
  • گردش انتخابی

گردش متوالی محصول یعنی چه ؟

در گردش متوالی محصول برای ساخت، عملیات یکنواخت و مشابهی به صورت متوالی و پشت سرهم بر روی هریک از اقلام تولید انجام می پذیرد.

گردش موازی محصول یعنی چه ؟

در گردش موازی عملیات ساخت یک محصول ساخت محصول ممکن است از دو دایره به صورت موازی آغاز و در مرحله آخر و نهایی به صورت یک کالای ساخته شده با یکدیگر ادغام و ترکیب شود .

گردش انتخابی محصول یعنی چه ؟

در گردش انتخابی محصول، کالای در جریان ساخت می تواند از مراحل مختلف یا مسیرهای متفاوتی عبور کند و به محصول نهایی مورد انتظار تبدیل شود.

به عنوان مثال دریک کارگاه کیک پزی خمیر تهیه شده کیک می تواند در یک حالت مستقیماً به تنور پخت رفته و به شکل یک کیک ساده بسته بندی شد.

و در حالت دیگر بخشی از خمیر کیک می تواند به مرحله ای دیگر رفته و مواد شکلاتی به آن اضافه شده و به تنور پخت وارد شود و به صورت کیک شکلاتی بسته بندی گردد.

و یا بخش دیگر از خمیر اولیه کیک به مرحله ای وارد شود که به آن اسانس میوه افزوده می شود و به شکل یک کیک میوه ای پخته شود و سپس بسته بندی گردد.

بنابراین برای ساخت کیک با توجه به بازار محصول خمیر کیک مسیر انتخابی را طی می نماید تا به محصول نهایی تبدیل شود.

جذب سربار چیست؟

ضایعات چیست و انواع آن در حسابداری بهای تمام شده کدام است؟

در طی مراحل تولید به طور معمول مواردی مانند تبخیر شدن،

شکست و صدمه دیدن، آب رفتگی و سایر موارد مشابه ممکن است روی دهد که باعث ضایع شدن و از بین رفتن بخشی از کالای در جریان تولید گردد که به آن ضایعات تولید گویند.

ضایعات به طور کلی به 2 دسته تقسیم می شوند.

  • ضایعات عادی
  • ضایعات غیرعادی

ضایعات عادی و غیرعادی چیست؟

ضایعات عادی:

ضایعاتی که با توجه به ماهیت عملیات تولیدی ایجاد می شود و جلوگیری از وقوع آن غیرممکن است به عنوان ضایعات عادی تولید و شناخته می شود.

اینگونه ضایعات بصورت یک هزینه جداگانه نشان داده نمی شود

و ثبت جداگانه ای بابت آن صورت نمی پذیرد بلکه این ضایعات بر روی واحدهای سالم تولید شده سرشکن و تسهیم می گردد.

ضایعات غیرعادی: 

ضایعاتی که به دلایلی چون فقدان مهارت کافی کارگران و یا به صورت غیرعادی در تولید ایجاد می شود را به عنوان ضایعات غیرعادی شناسایی می کنند.

باید توجه داشته باشید ضایعات غیرعادی را در حسابی با عنوان ضایعات غیرعادی شناسایی و ثبت می نمایند و در نهایت به سود و زیان نقل می دهند.

سیستم تهیه مواد اولیه در مؤسسات تولیدی و حسابداری صنعتی:

در قسمت قبل با حسابداری بهای تمام شده آشنا شدید.

اشاره شد که به کمک حسابداری بهای تمام شده،

قیمت تمام شده محصولات تعیین می شود در ارتباط با روشهای هزینه یابی سفارش کار گفته شد

با استفاده از حسابداری قیمت تمام شده مدیریت بر روی هزینه ها کنترل و نظارت خواهد داشت و با توجه به این نظارت، برنامه ریزی خواهد نمود.

مواد اولیه: 

در مؤسسات تولیدی و صنعتی موجودی مواد بخش اعظمی از دارائیها و در واقع دارائیهای جاری را به خود اختصاص می دهد؛

در ترازنامه این مؤسسات یکی از اقلام عمده،

موجودی مواد بوده در ضمن مواد مصرفی شده نیز سهم اساسی از بهای تمام شده محصولات را تشکیل خواهد داد.

بنابراین همواره در ارتباط با کنترل مواد اولیه مؤسسات تولیدی موارد زیر مطرح بوده است:

  • مدیریت تهیه و کنترل مواد
  • تهیه و خرید مواد اولیه
  • نگهداری و انبارداری مواد
  • حسابداری مواد

1– مدیریت تهیه و کنترل مواد 

در مؤسسات تولیدی کوچک به طور کلی صاحب مؤسسه خود وظیفه کنترل و خرید مواد را بر عهده دارد

ولیکن در مؤسسات تولیدی بزرگ نیاز به یک سیستم منظم تهیه و خرید مواد ضروری می نماید.

لازم است خریدار مواد اولیه تحت نظر یک مدیریت مناسب و با تشکیلات منظم،

دقیق و با سرعت عمل و قدرت هماهنگی با قسمتهای مختلف تولیدی دیگر صورت پذیرد تا از ضایع شدن سرمایه جلوگیری شود.

مدیریت تهیه مواد در مؤسسات بزرگ باید دارای خصوصیات زیر باشد:

  • دارای اطلاعات کافی از مراحل فنی تولید باشد.
  • با تجربه باشد و دارای قدرت مدیریت جهت کنترل مجموعه باشد.
  • با بازارهای داخلی و خارجی و نحوه تهیه مواد آشنا بوده و آگاه به شرایط اقتصادی باشد.
  • با قوانین تجاری، اقتصادی، حقوقی و اصول معاملات آشنا باشد.

2– تهیه و خرید مواد اولیه 

در مؤسسات بزرگ به طور معمول واحدهای زیر در ارتباط با تهیه مواد درگیر می باشند:

  • دایره خرید (تدارکات):

همچنانکه از نامش پیداست وظیفه این واحد تهیه و تدارک مواد و ابزار آلات و ملزومات مورد نیاز واحدها و دوایر می باشد.

  • دایره کنترل کیفیت و بازرسی:

در این قسمت مواد خریداری شده بازرسی می شوند،

تا قبل از اینکه وارد انبار گردند اطمینان حاصل شود این مواد کیفیت مورد نظر را دارا می باشند و از لحاظ مقدار نیز معادل مورد نیاز و درخواست می باشد.

  • دایره انبار:

وظیفه این واحد نگهداری و حفاظت موجودیهای مواد از حیف و میل، فاسد وضایعشدن می باشد.

در ضمن این واحد وظیفه دارد جابجایی، نقل و انتقال موجودی مواد را به شکلیمناسب و صحیح انجام دهد.

  • دایره حسابداری مواد:

این دایره وظیفه ثبت و نگهداری اطلاعات مواد وارده و صادره، از انبار را به عهده دارد.

بنابراین اگربخواهیم به شکل خلاصه بیان کنیم که سیستم تهیه مواد از چه عناصری تشکیل شده است باید به چهار عامل فوق الذکر اشاره کرده که در ادامه در ارتباط با هریک از این موارد بحث خواهیم کرد.

سیستم بهای تمام شده | TarazPouyesh

دایره خرید (تدارکات)  حسابداری بهای تمام شده چگونه فعالیت می کند؟

اشاره شد دایره خرید ( تدارکات) وظیفه تهیه و تدارک مواد اولیه،

ابزار آلات و تجهیزات مورد نیاز مؤسسات تولیدی را بر عهده دارد.

در این واحد مشخصات و فهرست مواد اولیه مورد نیاز تهیه و در اختیار مأموران خرید قرار داده می شود تا با توجه به درخواستهای خرید و انجام سفارشات نظارت و دقت کافی به عمل آید.

به طور معمول در این واحد پرونده ها و اسامی و آدرس فروشندگان مواد مورد نیاز و لیست قیمتها و تغییرات آن تهیه و نگهداری می شود تا در صورت لزوم در دسترس باشند.

باید توجه داشت برای آنکه دایره خرید اقدام به خرید نماید حتماً برگ درخواست سفارش مواد که به امضاء مسئولین مجاز رسیده تهیه گردد که این خود نیز نیاز به اقدامات اولیه دارد.

بنابراین برای انجام عمل خرید توسط دایره خرید نیاز به طی مراحل مقدماتی زیر می باشد.

وصول برگ درخواست خرید:

مهمترین عامل خرید می باشد و همچنانکه عنوان شد باید به امضاء مسئولین مجاز رسیده باشد.

استعلام بهاء از فروشندگان و صدور برگ سفارش موقت خرید:

در واقع این مرحله واحد خرید ازیک یا چند فروشنده استعلام بهاء می نماید

و علاوه بر قیمت کالا و مواد شرایط دیگری همچون مشخصات فنی، شرایط تحویل، تاریخ تحویل و شرایط پرداخت را در مورد فروشندگان مختلف مشخص می نماید.

پس از بررسی و مقایسه پیشنهادهای رسیده فروشندگان و استعلام بهاء ها مناسب ترین آنها را انتخاب و برگ سفارش خریدار را برای فروشندگان ارسال نموده که خود بعنوان یک قرارداد اولیه خرید منظور می شود.

دایره کنترل کیفیت و بازرسی حسابداری بهای تمام شده چگونه عمل می کند؟ 

همچنانکه قبلاً نیز اشاره شد وظیفه این دایره کنترل و بررسی مواد خریداری شده می باشد.

به این جهت که قبل از آنکه مواد اولیه تهیه شده وارد انبار شود

اطمینان حاصل شود که مواد رسیده با مواد درخواست شده اختلافی نداشته باشد

و مواد رسیده دارای عیب و نقص نباشد در صورتی که مواد و کالای خریداری شده مغایر با درخواست خرید باشد به وسیله دایره خرید به فروشنده اعلام خواهد شد.

وظیفه انبار در حسابداری بهای تمام شده چیست و چگونه عمل می کند؟

اشاره شد در مؤسسات تولیدی و بازرگانی بخش عمده ای از دارائی ها یک مؤسسه را موجودی مواد اولیه و کالا تشکیل می دهد

و گفته شد مقدار زیادی از نقدینگی و وجوه نقد این مؤسسات به جهت سرمایه گذاری در موجودی مواد و کالا مصرف می شود.

بنابراین واضح و مشخص است که اگر این موجودیها به شکل مناسب و صحیح انبار نشوند،

و در ارتباط با نگهداری آنها روشهای انبارداری مناسبی به کار گرفته نشود ضرر و زیانهای غیرقابل جبرانی را مؤسسات متحمل خواهند شد.

در ارتباط با انبارداری تنها بحث حفاظت فیزیکی کالا و مواد مطرح نمی باشد،

چرا که اگر روش انبارداری نیز صحیح و منظم اعمال نگردد ممکن است منجر به کمبود مواد در انبار شود،

و در نهایت به توقف تولید ختم گردد و ایست تولید باعث زیان گردد و برای آنکه توقف تولید صورت نگیرد خریدهای فوری و عجولانه نیز می تواند منجر به افزایش هزینه های جانبی تولید شود.

خریدهای بیش از حد و مناسب مواد نیز باعث انباشته شدن و رکود سرمایه می گردد و همچنین هزینه ‎های انبارداری و ضایعات را افزایش می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به روز ترین راهکارهای مدیریت کسب و کار